بِسمِ اللهِ الرَّحمَنِ الرَّحِیمِ
هر که عاری ازریا گردد صفا یش میدهند
چون که گرد د با صفا بردیده جایش میدهند
اهل تقوارا به محشر امتیاز دیگریست
گرچه اینجا بیشترجام بلایش میدهند
هر کسی ازراه فهمش می کند درک سخن
هرچه سوزنی فزون باشدنوایش میدهند
هم چویوسف درجوانی ترک شهوت کن که نفس
هر چه کام دل برآرد ا شتها یش می دهند
ازمقام لا به الا الله انسان می رسد
هر که این معنا نداند حکم لا یش می دهند
قفل جنت را کلیدی هست دردست علی
هرکه را خواهدعلی اذن سرایش میدهند
هر که چون{ ژولیده} گوید شعر بهر اهل البیت
بهر هر یک بیت بیتی درجزایش میدهند
==============
بِسمِ اللهِ الرَّحمَنِ الرَّحِیمِ
بشررا چون به عالم زندگی یک سان نمی ماند
ازاین رو شادی وغم هردو جاویدان نمی ماند
نه خرسندم زشادی نی گریزان میشوم ازغم
یقین دارم که دریک پایه این وآن نمی ماند
تورا یک دل نباشد بیش یاحق یاهوس هشدار
هوس گرجای گزین دل شود ایمان نمی ماند
به روز نو جوانی درغم فردای پیری باش
گل این باغ جزروزوشبی خندان نمی ماند
زتحمت دامن یوسف مبرا میشود روزی
مه کنعان همیشه گوشه زندان نمی ماند
تو{ ثابت} مشکل خودرا بجو درصحبت دانا
که دانا درمحیط جهل سرگردان نمی
================
بِسمِ اللهِ الرَّحمَنِ الرَّحِیمِ
تازجام عشق ساغرمیزنیم
دم بدم ما دم زحیدرمیزنیم
کیست حیدرحجت قرآن ودین
جانشین ویار ختم المرسلین
کیست حیدر یک جهان مردانگی
کیست حیدر مظهرفرزانگی
حای حیدرحرمت آزادگیست
حشمت است واقتدار سادگیست
یای حیدر یاور اهل ولاست
معنی حبل المتین و هل اتاست
دال او دل را مصفا می کند
دیده را غرق تماشا می کند
رای او روشنگر راه خداست
رایت دلدادگی در ماسواست
حجت حق یار مظلومان علی است
آشنای محفل خوبان علی است
عرصه گیتی بود خرم از او
تازگی دارد گل و شبنم از او
درشجاعت او به وقت کارزار
شرک را گردن زند با ذوالفقار
ذوالفقارش عدل جاری میکند
ازعدالت پاسداری میکند
از نگاهش خاکها زر میشود
عالم ازنورش منور می شود
باغبان گلشن پیغمبر است
آفرینش را به گیتی گوهر است
ناطق آیات قرآنی بود
مهر او رمز مسلمانی بود
نام او نیرو به انسان می دهد
بیدلان را ذکر او جان می دهد
همسر زهرای پیغمبرعلی است
رهنما وساقی کوثرعلی است
هردلی مشتاق عشق مصطفاست
مورد لطف است ومحبوب خداست
ما گدایان حریم حیدریم
زین گدایی ازهمه آقا تریم
افتخار ما گدایش بودن است
سر به خاک پای مولا سودن است
آب دریاها اگر جوهر شوند
گرهمه هستی قلم یکسر شوند
گر که بنویسند ابناء بشر
جمله در وصف شه والاگهر
قدسیان را دائم است این زمزمه
هم نبی گل هم علی هم فاطمه
هم حسن گلواژه لطف خداست
هم حسین آیینه ایزد نماست
هم زلطف رحمت للعالمین
چهارمین مولاست زین العابدین
سید سجا د را، باقر پسر
محرم اسرار حی دادگر
مکتب سرخ تشیع جعفری است
جلوه صادق شکوه برتری است
موسی کاظم امام هفتمین
هست مولا بر تمام متقین
هشتمین اختر بود مولا رضا
ثامن الاطهار،شمس والضّحی
میوه جان رضا باشد جواد
شافع اهل تولا در معاد
هم تقی گل هم نقی هم عسکری
خرّم عالم از گل نیلوفری
مصلح کل ،حجت ثانی عشر
نوگل نرجس ،امام منتظر
مهدی صاحب زمان آرام جان
راحت جانهای پاک عاشقان
آن که بر دیدار او دل بسته ایم
بر سر راهش همه بنشسته ایم
تاکه رخ بنماید وغوغا کند
عقده ازدلهای شیدا وا کند
ای به قربان وجودش هست ما
کی شود آید بگیرد دست ما
نیست (نجوا)جزگدای اهل بیت
هستی عالم فدای اهل بیت